آی خدا دلگیرم ازت .....!!!!! آی زندگی سیرم ازت.....!!!!!! آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت این غصه های لعنتی از خنده دورم می کنن این نفس های بی هدف زنده به گورم می کنن چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره فرشته مردن من منو از اینجا می بره آی خدا دلگیرم ازت!!!!! آی زندگی سیرم ازت!!!!!!! آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط وقته خلاصی از همه ست آی دنیا بیزارم ازت |

تورو ، من ، به اندازه ی تمام دونه های برفی که تو این شبای
سرد زمستون باریده ، دوست دارم .. آهای تو که اینهمه دوری از
من .. میدونم این روزا در حال عبوری از من .. اما یادت بمونه حتی این
شبای سردم نمیتونه ذره یی از علاقه ی من به تو کم کنه .. یه وقت فکر
نکنی حرفی ، چیزی .. میتونه از عشق من به تو چیزی کم کنه .. نه گلم نه
نازنینم ازین خبرا نیست .. اما خب اینجا تنها جاییه که میتونم دردامو بالا
بیارم و تورو با تمام بیرحمیات دوس داشته باشم ..
قصه اینجوری شروع شد من و چشمات و ترانه تو رو خواستن تا همیشه گریه و اشک شبانه تو میدونی تا همیشه من به یاد تو میمونم هر چی که ترانه دارم واسه ی چشات میخونم واسه داشتن دستات لحظه هام پر از بهونه است دیدن صورت ماهت یه خیال عاشقونه است بی تو من هیچی ندارم پیش چشمات کم میارم اگه تو بخوای میمیرم جون به دستات میسپارم لحظه هامو با حضورت عاشق و ترانه خون کن با نگاه پاک و معصوم دل سردم را نشون کن تو مثل اب و نفس باش واسه این عاشق مجنون رو تن این خاک تشنه تو ببار همیشه بارون 
"کاش ميتوانستم تو را در آغوشم بگيرم و نوازش کنم و فاصله بين من و تو بيداد ميکند و با تو به اوج خوشبختي بروم دلم بدجور در حسرت ديدار تو هست اي بهترينم... کاش بودي با نبودنت در کنارم گويادر اين دنيا تنهاي تنهايم بي کس ، بي نفس ، ميروم با همان پاهاي خسته در جاده اي که به آن سوي غروب خورشيد ختم شده است انگاه ديگر هيچ آرزويي از خداي خويش نداشتم بايد نشست درگوشه اي و گريست و انتظار کشيد تا تو به سوي من بيايي
باورم نميشود که از من اينهمه دور هستي
کاش مي توانستم دستانت را بگيرم
کاش ميتوانستم بوسه اي بر گونه مهربانت بزنم
دلم بدجور هواي تو را کرده هست عزيزم
باورم نميشود ، اين همه فاصله در بين من و تو غوغا ميکند
و اي کاش در کنارم بودي ...
باورم نميشه ، سخت است باور کردنش
کاش که تو در کنارم بودي
سخته ولي...
و اي کاش تو همکنون در کنارم بودي"
عکساتو من دیده بودم ...
نامه هاتو خونده بودم ...
چشم براهت مونده بودم ...
گفتی دیوونه نگیر بهونه ...
گفتی دیوونه نگیر بهونه ...
سوختم و ساختم با خودم ...
دلم رو به هیچکس ندادم ...
عاشق هیچکی نشدم ...
گفتی دیوونه یادم می مونه ...
گفتی دیوونه یادم می مونه ...
ای بی وفا ... دلم رو شکوندی ...
ای بی وفا ... با من نموندی ...
ای بی وفا ... دلم رو سوزوندی ...
ولی با من نموندی ...
آخه منم یه آدمم ... عاشقه چشمای توام ...
هر چی باشه تا آخرش به پای چشمات می مونم ...
هر چی به دل گفتم نشو عاشقش ...
به پای اون میفتی تو آخرش ...
دیگه براش گریه نکن ...
هیچی بهش هدیه نکن ...
فکره اونم دیگه نکن ...
ای بی وفا ... دلم رو شکوندی ...
ای بی وفا ... با من نموندی ...
تو بی قرارم نبودی ...
چشم انتظارم نبودی ...
میومدی به خواب من اما کنارم نبودی ...
ای بی وفا ... دلم رو شکوندی ...
ای بی وفا ... با من نموندی ...
ای بی وفا ... دلم رو سوزوندی ...
ولی با من نموندی ...
ای توبهام شکسته از تو کجا گريزم؟
ای در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟
ای نور هر دو ديده بی تو چگونه بينم؟
وی گردنم ببسته از تو کـجا گريزم؟
چی شدکه عاشقت شدم تو راهه خونه گم شدم بعد از خداحافظیمون از عشق تو مجنون شدم تو کوچه ها پرسه زدم یه وقت دیدم که صبح شده تو آیینه خودم رو دیدم به خودم گفتم چی شده بذار این رو بهت بگم دوست دارم عاشقتم فکر میکنی برای چی اومدن اینجا پیشتم هر جا که من پا میذارم تویی درون لحظه هام یه احساسه قشنگیه حس می کنم تو یی باهام بیا بسازیم خونه ای که سقفش آسمون باشه تو لحظه های من و تو جز عشق هیچ چی نباشه 

از عذاب رفتن تو میسوزم تو اوج غربت
واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشک تو چشام به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم من به ابروم نمی یارم
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشک تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم
کاش کی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگار از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم
کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم
می میرم برات می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که می دونستی که من می میرم برات عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی که بسوزی به ساز دلم گفتی من میرم تو میخواستی بری تا فرداها گل خوشگلم برو راهی نیس تا فرداها از آب و گلم گل خوشگلم سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور می میرم برات سفرت بخیر برو گر چه کسی زمن می تونی دوباره بساز از دلی شکسته نا امیدو خسته تو باز غرور می میرم نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مث یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی عاشقم هنوز می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که می دونستی که من می میرم برات 
وقتی عشق تو را میخواند به دنبالش برو گرچه راه آن صعب و دشوار است وقتی بالهای عشق تو را در بر میگیرد تسلیم آن باش وقتی عشق با تو سخن می گوید به آن ایمان داشته باش رویاهای شیرینت را برهم مزن . در قبول عشق تردید مکن.عشق دروازه ی ملکوت است.
پروردگارا : به من آرامشی ده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم
تغیر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه
را که نمی توانم تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت این دو را
بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم
دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند