
تورو ، من ، به اندازه ی تمام دونه های برفی که تو این شبای
سرد زمستون باریده ، دوست دارم .. آهای تو که اینهمه دوری از
من .. میدونم این روزا در حال عبوری از من .. اما یادت بمونه حتی این
شبای سردم نمیتونه ذره یی از علاقه ی من به تو کم کنه .. یه وقت فکر
نکنی حرفی ، چیزی .. میتونه از عشق من به تو چیزی کم کنه .. نه گلم نه
نازنینم ازین خبرا نیست .. اما خب اینجا تنها جاییه که میتونم دردامو بالا
بیارم و تورو با تمام بیرحمیات دوس داشته باشم ..